تبلیغات
ثامن - مسلم
تاریخ : چهارشنبه 1 آذر 1391 | 09:26 ب.ظ | نویسنده : فاطمه
به نام خداوند سبحان

السلام علیک یامسلم بن عقیل یا سفیر حسین(ع)

فصل سوم:مسلم

امام حسین(ع)پسرعمویشان مسلم را به کوفه فرستاد.مسلم بادوهمراه خود ازمکه به جانب عراق شتافت .
مرحله ای چند نپیموده بودند که راه را گم کردند وآن دورهبر ازشدت عطش جان سپردند .مسلم این حادثه را به
فال بد گرفت وازشرح حال خودبه حضرت نامه نوشت واجازه ی مراجعت خواست.حضرت درپاسخ نامه ی مسلم
مرقوم فرمودند:گویا خیالات واهی توراترسان وهراسان ساخته وترس جان سبب استعفاوعذرخواهی تو شده است.البته دل قوی دار وبه راهی که مامور شده ای بشتاب
نامه ی حضرت به مسلم رسید ومسلم عزم راه کرد .در راه به صیادی که آهویی را کشته می آورد برخوردبازکمی نگران شد ولی از پیمودن راه سست نگشت .گفت:این فال نیکی است که انشاالله دشمن ما شکار وکشته خواهد شد که پیغمبر فرمود:فال بد در اسلام نیست یعنی آن کس که موحد واقعی است دلش تسلیم امرخداست وازآنچه مردم به فال بد می گیرند فال نیک زندوابدا هراسان ومضطرب نشود
مسلم رفت تا به کوفه رسید وبه منزل مختاربن ابی عبیده فرودآمد.مردم مقدمش را تهنیت گفتند ونزدیک به هشتاد هزارنفر با مسلم موافق شدند.مسلم به امام نامه نگاشت که زودتر تشریف بیاورید .والی کوفه ازبیعت مردم هراسان شد ولی نتوانست کاری ازپیش ببرد یزید حاکم بصره ابن زیاد را به حکومت کوفه فرستاد.
عبیدالله شبانه وارد آن شهرشد وفرمان داد تا مخالفان یزید را دستگیر و مجازات نمایند وکسانی که  مسلم را پناه داده بودند هشدار داد که او را تحویل دهند .عاقبت مسلم را دستگیر کردند درحالیکه آن مبارز دلیر شجاعانه باایشان می جنگید .او را به نزد ابن زیاد بردند او دستور داد تامسلم را به قتل برسانند وسایر شیعیان را مجازات کنند. حضرت مسلم وهانی هردوشهید شدند