تبلیغات
ثامن - خشم
تاریخ : جمعه 6 اردیبهشت 1392 | 05:37 ب.ظ | نویسنده : فاطمه
(به نام خدا)
پسر بچه ای بود که اخلاق خوبی نداشت پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت: هربار که عصبانی می شوی باید یک میخ به دیوار بکوبی روز اول پسربچه سی و هفت میخ به دیوار کوبید طی چند هفته ی بعد همان طور که یاد می گرفت چگونه عصبانیتش را کنترل کند تعداد میخ های کوبیده شده به دیوار هم کمتر می شد او فهمید کنترل خشمش بسیار آسانتر از کوبیدن میخ به دیوار است این موضوع را به پدرش گفت واو به پسر این
پیشنهاد را داد :هر روز که می توانی خشمت را کنترل کنی یکی از میخ ها را از دیوار بیرون بیاور . روزها گذشت و پسربچه بالاخره توانست به پدرش بگوید که تمام میخ ها را از دیوار بیرون آورده است .پدرش دست پسر بچه را گرفت وکنار دیوار برد گفت: پسرم تو کار خوبی انجام دادی اما به سوراخ های دیوار نگاه کن .دیوار هرگز مثل گذشته نمی شود !

برگرفته از صد داستان کوتاه